سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و ابن جریر طبرى در تاریخ خود از عبد الرحمن پسر ابى لیلى فقیه روایت کرده است ، و عبد الرحمن از آنان بود که با پسر اشعث براى جنگ با حجاج برون شد . عبد الرحمن در جمله سخنان خود در برانگیختن مردم به جهاد گفت : روزى که با مردم شام دیدار کردیم ، شنیدم على ( ع ) مى‏فرمود : ] اى مؤمنان آن که بیند ستمى مى‏رانند یا مردم را به منکرى مى‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد ، سالم مانده و گناه نورزیده ، و آن که آن را به زبان انکار کرد ، مزد یافت و از آن که به دل انکار کرد برتر است ، و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد ، او کسى است که راه رستگارى را یافت و بر آن ایستاد ، و نور یقین در دلش تافت . [نهج البلاغه]
دخترک
 
فطر

 

عید رمضان آمده                    
ماه رمضان رفت

 صد شکر که این آمده               صد حیف که آن رفت

 

انگارهمین چند روزه پیش بود اومد انگار نه انگار که سی روزه مهمون خونه هامون
بود در واقع ما مهمونش بودیم

با بلند شدن صدای ربنا دستای همه هم رو به آسمون بلند شد دلا لرزید و اشک از
گوشه ی چشما سرید به روی گونه ها تا تمنای دلهای شکسته رو با زبان بی زبانی فریاد
بزنه

گذشت تا رسید به شبهای قدری که قدرش رو دونستیم و بک یا الله صدا کردیم
وعاجزانه الغوث الغوث خوندیم وقتی روزهاداشت میگذشت حسرت روزهای رفته به دلمون
نشست و اینکه دیگه مهمون یه مهمون خوب نیستیم رسد یم به دستانه بلند شده به سوی
خدا در قنوت عید فطر به اللهم اهل الکبریای والعظمه به اینکه خدارو به همه ی خوبی
هاش قسم بدیم  وملتمسانه ازش بخوایم مارو وارد خوبی هاش کنه وما رو از امت با تقوای پیامبرش قرار بده واشک ریزان رمضان رو
بدرقه کردیم و اآخرین افطار و به خاطر نه به خاطره سپردیم

سر بر آستان پاکش به سجده نهادیم تا لایقمون بدونه و اجازه بده یه باره دیگه
یه سال دیگه مهمون سفره ی پر رحمتش باشیم 






کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط اوا 88/6/29:: 1:7 عصر     |     () نظر